متاسفم برای هم میهنای آذریم ... دلم خیلی گرفته...دلم پر از درده وقتی می بینم سوریه و لبنان و فلسطین مهمتر از جون هم میهنامه..متاسفم وقتی می بینم تلویزیونی که سال به دوازده ماه درحال نشون دادن نوحه و مرثیه و عزاداریه درست شبی که این حادثه دردناک خنده رو از لبهای خیلی ها گرفت، "خنده بازار" پخش می کنه

دلم به درد میاد چون همه لحظه های پر تب و تاب زلزله رو توی زلزله سال 69 شمال تجربه کردم ... می فهمم که یه خواب پر استرس توی کوچه و حیاط و با لباس کامل و آماده باش یعنی چی ... می فهمم که گریه بچه ای که دنبال آغوش گرم مادرشه یعنی چی ... همه ما می فهمیم..همه مون مادریم، پدریم، انسانیم...این آخری از همه مهم تره ... انسان باشی و بی تفاوت رد شی از کنار درد و بی خانمانی هموطنت؟


متاسفم برای همه هموطنای عزیز آذریم ... همه دوستای آذری گلم که اینجا به واسطه این وبلاگ و وبلاگهای دوستانم باهاشون آشنا شدم من رو هم شریک درد و غمتون بدونین..از صمیم قلبم برای همه رفتگان آمرزش و مغفرت و برای بازمانده ها آرامش و صبر می خوام..امیدوارم طوفانی که به اقیانوس زندگیشون زده شده به زودی جاش رو به ساحل آرامش بده ....