توضیح

سلام عزیزای من...ممنونم از تک تک شماهایی که با محبت جویای احوالم بودین و علت غیبتم رو می پرسیدین..این دو هفته برام جزو سخت ترین روزای زندگیم بود...پسرکم مریض شد..ویروسی که بدنش رو داغون کرد .. باید می موندم پیشش تا نره مهد کودک..الانم همچنان داره دوران نقاهتش رو طی می کنه.. این وسط خودم هم مریض شدم که البته سرماخوردگی بود و چیزی نبود پیش بیماری بچه م

درست تو همین مدت وبلاگم پرید.....یه روز خیلی تصادفی با گوشی چک کردم و خواستم برای یلدا پست بذارم که دیدم وبلاگی در کار نیست....خیلی لحظه بدی بود...یلدا رو از دست داده بودم...شماهایی که منتظر بودین هم نگران..و حالا با صفحه ای که وبم رو پیدا نمی کرد روبرو بودم

اون درست شد بعد از چند روز...حالا عکسام پریده و پرشین گیگ داره سرورهاش رو جابجا می کنه و عملا نه می تونم وبلاگ آپ کنم..نه عکسای قبلی باز میشه

منم کودتا کردم و تا اطلاع ثانوی نمی نویسم اینجا..خب آخه نمیشه هم نوشت..وب آشپزی بدون عکس؟! عوضش به زودی زود با دست پر میام و ایشالا خبر خوش...از قدیم می گن: عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد....حالا حکایت منه و بلاگفا و هزینه ای که بیشتر از دو ساله دارم جای دیگه می کنم برای رها شدن از این دردسرهای گاه و بیگاه....پس فعلا آرشیو گردی کنین تا برگردم...شاید به شکل و سویی جدید

دوستتون دارم و ازتون پوزش می خوام که نمی تونم بهتون سر بزنم............به همه این دردسرها چیزای دیگه هم اضافه می شه که مجال گفنش اینجا نیست..فقط بدونین که ساعت کم میارم این روزها...نمیشه وقتش رو زیادتر کنن عایا؟!!

سخنی با شما مهربانان

 

دوستای گلم بعد از نزدیک 3 سال با شما بودن، امروز خیلی خسته م و می خوام یه چیزهایی رو براتون روشن کنم و از تصمیم های جدیدی که گرفتم با خبرتون کنم و طبق معمول به قول معروف باهاتون صلاح مشورت کنم...

ادامه نوشته

زمزمه های قلبم

نمی دانم گذرت به این ورها می افتد یا نه .مهم هم نیست..چه بهتر که نیفتد اصلا! ... آخر ما که صاحب سبک و اصالت نیستیم در آشپزی ... همه اش چهار تا دستور دزدی شده و من درآوردی می سازیم و خودمان را باد کرده ایم برای خودمان ...

می دانی؟ خیلی وقت ها که یادم می آید چه با ما کردی باورم نمی شود...

باورم نمی شود که یک نفر به آن خوبی، به آن مهربانی ، با آنهمه حرفهای خوب ، با من و اعتمادم این کار را کرد

می دانی؟ آدمها را نمی شود از پس صفحه مانیتور و در ورای کلمات تایپ شده به خوبی شناخت ..درست!... اما آخر، قلب باید یاری کند تا مغز فرمان دهد و انگشتها روی دکمه ها بلغزند یا نه؟! مگر می شود همه آن حرف ها، آن نوشته ها، آن نصیحت ها و آن همه مهربانی که نثار من و خانواده ام و دوستانم کردی دروغ باشد؟

اصلا همه اینها به کنار، مگر نه اینکه صدایت را من و همسرم شنیدیم و بعد از حرف زدن هامان هر دوی ما که اینور آب و اینور خط بودیم غرق شادی می شدیم که : چه انسان شریف و محترمی...کلمات و نوشته ها احساس را منتقل نمی کنند، صدا چه؟!

آدمی است دیگر! دلش می گیرد وقتی یادش می آید چه کرده با خودش و احساسش ...

می دانی؟ خیلی وقت است که دل ندارم برای آمدن به خانه ات .... به خانه ای که به قول خودت کاغذ دیواری شده تحویلت دادم و گوشه ای نشستم و زیبا و زیبا و زیبا تر شدنش را نظاره کردم...هر روز زیباتر و خوش منظره تر از روز اولش می کردی و من چه به وجد می آمدم...یادت هست؟ شبهای امتحانم را می گویم..یادت هست؟ می گفتی: عجله ای نیست ...درست را بخوان دختر خوب!! آخ....راستی چه شد که با این "دختر خوب" اینطور کردی؟

آدمی است دیگر...دلش می گیرد از خاطرات خوش گذشته اش و از اعتماد ویران شده اش ...

راستی، یادت هست گفتم : "هستی" برایتان نامه نوشته و قرار است در جواب بسته شما همراه پیشکش هایی ناقابل برایتان بفرستیم؟ ...... تا همین چند روز پیش داشتمش ...  ولی به یکباره چنان با غیظ و آه و اشک مچاله اش و روانه سطل زباله کردم که یادم رفت کاش عکسی ازش می گرفتم و اینجا می گذاشتم تا بعدها "هستی" عزیزم از من درباره اش بپرسد و بگویم: دخترکم! در زندگی، ممکن است با آدمهایی روبرو شوی که هیچگونه قابل پیش بینی نباشند..... امروز تو را "دختر خوب" و "خانم با الگانت صفحات آشپزی" و چه و چه صدا کنند و فردا لقب گوسفند و اسب والاغ و چهارپا بهت بدهند

می دانی؟ دلم تنگ است...برای آنهمه به خیال خودم، زلال بودن ... برای همه زیبایی هایی که خلق می کردی ... برای حرف هایی که برای بهتر بودنم می زدی ... برای همه دلسوزی هایت نسبت به همسرم و بچه هایم ...یادت هست؟ می گفتی: شما چه زن و شوهر خوبی هستید... دلم تنگ است برای زنگ موبایلم که پشتش کسی باشد که بگوید: آآآآآی دختر خوب!

دلم تنگ است اما یادم نمی رود که چه کردی با همین دل من! یادم نمی رود و نمی رود و نخواهد رفت حتی اگر تا پایان دنیا آن "هانی شف" کذایی (که راضی نیستم از بودنش) میخکوب شده باشد به دیوار خانه ات ....حتی اگر هزار بار بیایم به خانه ات و این نوشته ات را بخوانم: < این وبلاگ من ز "هستی" اوست / تا هستم و هست دارمش دوست >

یادم نمی رود و نخواهد رفت..حتی حالا که نزدیک به 1 سال دارد میشود از آن اتفاق شوم ...یادمان نمی رود و نخواهد رفت ....می دانی؟... بدان!

یه خواهش برای بار آخر

عاجزانه و برای هزاااااااارمین بار می خوام که وقتی برام ایمیل می فرستین (چه عکس کارهاتون، چه پیام یا سوالتون ووووو ........) حتـــــــــــــــــــــما توی عنوان ایمیلتون (Subject) بنویسین: hanichef ...فقط و فقط همین یک کلمه... عکسهاتو ن رو هم ترجیحا کوچیک نکنین...در غیر اینصورت من ایمیلی از شما دریافت نمی کنم و لابلای هزاران ایمیل دیگه من گم میشه و نمی بینم و به مرور هم پاک میشه به طور اتومات!! من مسئول رسیدگی به دونه دونه ایمیل ها نیستم خصوصا که از طریق یکی از همین ایمیلهایی که سر کنجکاوی باز کردم نزدیک بود آلوده بشم...


دوستان عزیز و فرهیخته من، این رو در نظر بگیرین که وقتی تعداد نظرات یک پست بالا باشه، همه نظرات در دو، سه، یا بیشتر تعداد صفحات نشون داده میشه...خوااااهشا وقتی میرین تا آخر نظرات ببینین اون پایینش نوشته 1...2...3 با علامت فلش به راست یا نه.....دقت به این مساله نمی کنین و بعد مدعی میشین که من نظرتون رو تایید نمی کنم و جواب نمیدم...اصصصلا اینطور نیست...من فقططط نظراتی که حاوی توهین و ..باشه تایید نمی کنم که اونم خدا رو شکر خیلی خیلی کم هستن...من که همتون رو خیلی دوست دارم چرا باید نظراتتون رو جواب ندم و تایید نکنم عزیزای من؟؟ مخصوصا شما عزیز دل!! بماند که این وسط یه وقتایی هم نظر ثبت نمیشه..یعنی برای خودم خیلی مواقع پیش اومده تو وب دوستان نظر دادم و فکر کردم رفته ولی خب ثبت نشد...بهرحال ممنون از توجهتون


راستی از امکان سرچ یا "جستجو" که سمت راست وبلاگ هست استفاده کنین و برای پیدا کردن دستورایی که مد نظرتون هست ازش کمک بگیرین..به درد می خوره به خدا! ممکنه من آنلاین نباشم که بتونم جوابتون رو بدم


منم یه آدمم با هزار گرفتاری مثل خودتون...به خدا باید وقت کنم تا آلبوم ها رو آپ کنم...کار آسونی نیست پس یکم صبور باشین مهربونا...آخرین هنرهای شما هم آپ شد ...

گپی با وبلاگستان


همینجا از آقای جوان عزیز و دوستان وبلاگستان تشکر می کنم و همینطور شما وفادارای مهربون خودم. به درخواست شما و این دوستان، بفرمایین ظاهر و باطن: لینک گفتگو همونجا هم می تونین نظر بدین و اینجا هم که متعلق به خودتونه

اعتراف کنین!

آخه این درسته؟ ای شیطونکا.....زوووود، تند، سریع خودتون رو بیاین معرفی کنین ببینم کار کدومتون بوده!!!!

الان من باهاتون چی  کار کنم آیا؟؟!!! آیکون یک عدد هانی وردنه به دست!!! :)))


"با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم خانم هانیه

آقای ..... هستم. مسئول بخش گپی با بلاگرهای سایت وبلاگستان

عده از دوستان و مخاطبان شما در قسمت (پیشنهاد کن) درخواست داشتند تا با شما در بخش گپی با بلاگرها گفتگوی صمیمانه و مصاحبه ای داشته باشیم.

در صورت تمامیل و نظر مثبت بفرمایین تا مقدماتش فراهم بشه و شیوه انجام مصاحبه به اطلاعتون برسه."