لبــــــــــــــو

این روزا و این شبا، فکر کنم کمتر خونه ای باشه که لبو و شلغم (مخصوصا لبو) توش پخته و خورده نشه....لبو منو یاد شهر عزیزم رشت میندازه...یه غروب بارونی ، گاری های لبو فروشی توی خیابون شهرداری و جلوی پارک شهر.....داد می زنه: لبو داااااااااغه...لبــــــــــو.............بخار قشنگی که ازش بلند میشه و تو و اونی که دوسش داری و باهاته، زیر چتر جلوی این گاری مکث می کنی و دستات رو از جیبت بیرون میاری و "ها" می کنی و دو تا لبوی داغ سفارش میدی...... بچه که بودم همیشه با خودم فکر می کردم چرا لبوهای اونا اونقده ه ه ه ه گنده تر از اوناییه که ما تو خونه می خوریم؟!!!
برای پخت لبو من همیشه لبو رو خوب خوب خوب می شورم.. با اسکاچ!! بعد قبلا ها تهش رو می بریدم و همونجوری می پختم اما با این بار به روش تستر جونم اینجوری درست کردم:
من همیشه لبوهای کوچیک و سفت رو انتخاب می کنم برای خرید...بعد از اینکه خووووووووووووووب شستم لبوها رو، اونا رو توی زودپز ریختم و آب هم روش ریختم و گذاشتم یه ساعت (کمتر یا بیشتر بسته به جنس و اندازه لبوها داره) توی دیگ معمولی هم میشه بپزین ولی خب دو سه ساعت طول می کشه...من نه که همیشه وقت کم دارم توی زودپز می ریزم

بعد درش آوردم و پوستش رو کندم و برش زدم و برگردوندم توی دیگ...خیلی تاریک بود آشپزخونه...حالم نداشتم اون چراغای هالوژن رو روشن کنم..ببخشید:))
همینجا اضافه کنم تو این مرحله همیشه مقداری از آب خوشرنگ لبوها رو که هنوز شیرین هم نکردم برای استفاده رنگی ازشون توی برنج، خامه، سس و .... بر میدارم و فریز می کنم و هربار لازم داشتم در میارم ... نتیجه خیلی عالی میشه

نبات هم انداختم توش..می تونین شکر یا عسل بریزین به جای نبات...من برای رفع سردی لبو ، نبات می ریزم...میزانش هم بستگی به خود لبوهاتون داره دیگه که چقدر شیرین باشه

و چیزی حدود یک ساعت دیگه هم زمان دادم تا لبوها خوب بپزن و نرم بشن..زیاد به زمانهایی که می دم اهمیت ندین...شما خودتون تست کنین :)))

می بینین چه خوشرنگ شده؟ البته اینم بگم به خود لبو هم مربوطه ها

من عاااااااااشق سس غلیظشم...یعنی وقتی چیزی به اندازه 2 قاشق ته دیگ می مونه.....وای اون ردیف آخر لبوهای دیگ هم که نگوووووووووو

باید بگم من همیشه لبوهام قرمز میشد اما با دیدن این پست تسترها این مدلی درست کردم و واقعا هم از نتیجه راضی بودم. پس یادتون باشه...اصصصصصصصصصصلا چاقو به لبوها نزنین و خوب خوب بشورین و بعد بپزین تا رنگش وا نره و کدر نشه

تو این شبهای سرد زمستونی ؛ دلهاتون به گرمای لبوهای داغی که کنار خانواده نوش جان می کنین
لبـــــــــــو داااااااااااغه...لبـــــــــــــــو
یک گیلانی (رشت) ساکن زاهدان هستم..از بالای نقشه افتادم این پایین!! عاشق آشپزی و کشف طعم های جدیدم ...همسرم دستپختم رو خیلی دوست داره و دخترکی دارم که عاشق کار کردن با منه و پسرکی که عاشق بهم ریختن آشپزخونمه! اینجا اومدم تا آرشیوی از کارهام داشته باشم به این امید که یه روزی به درد دختر عزیزم و حتی پسرگلم بخوره...