خورش کنگر

خب به سلامتی و به لطف این میوه فروشی خوبمون که همیشه چیزهای خاص رو اون میاره اینجا، کنگر هم توی زاهدان رویت شد و من موفق شدم بالاخره این خورش خوشمزه بهاری رو درست کنم!...من خودم افتخار آشنایی باهاش رو نداشتم تا حالا...رفتم دنبال ریواس که خود فروشنده گفت: کنگر هم دارما !!...آخه می دونه من همیشه دنبال چیزایی هستم که همیشه نیست اینجا و همه ندارن :)

مواد لازم:
کنگر : همینقدر که تو عکسه!
گوشت گوسفند: من یه ماهیچه و 6 تیکه خورشی ریختم..میشه چقدر؟!
پیاز: 1 دونه
سبزی (جعفری و نعناع به نسبت 2 به 1..یعنی نعناع نصف جعفری باشه)
آبغوره
نمک و فلفل و زرچوبه
طرز پخت:
اول از همه این کنگره..شاید کسی هم باشه مثل من که ندیده بوده تا حالا

برای پاک کردنشون رفتم اینجا و از تکتم جون یاد گرفتم..بعدشم که خرد کردم به اندازه دو بند انگشت و شستمشون تا خوب تمیز بشه

تو این فاصله بیکار ننشستما.. پیاز رو خرد کردم و توی کمی روغن تفت دادم تا سبک بشه بعد زرچوبه زدم و گوشتها رو هم ریختم و بازم تفت دادم تا رنگ گوشت تغییر کنه

سبزی های تر و تازه و شسته و خرد کرده مو هم سرخ کردم..به به از عطر و رنگ سبزی تازه... 3 لیوان آب جوش ریختم روی گوشتها و درش رو گذاشتم تا نرم بشه و بپزه ..تو این فاصله هم سبزی هامو سرخ کردم هم کنگرهای شسته شده رو توی همون تابه یه چرخی دادم

وقتی گوشتها نیم پز شدن سبزی ها رو هم ریختم توش..نمک و فلفل و دارچین یکم زدم

و در نهایت هم کنگرها رو ریختم...می تونین همزمان با سبزی بریزین ، ولی من خورش کرفس هم که درست می کنم دوست دارم ساقه های کرفس خیلی نرم نشه و زیر دندون بیاد..

وقتی کنگرها پختن، آبغوره هم ریختم توش .. خورشمون که جا افتاد و همه چیش میزون بود سرو می کنیم

همچین یکم خورشم از همیشه چرب تر شد ولی دیگه اشکال نداره یه بار :)

خوشمزه بود و راستش برای من تفاوت چندانی با خورش کفرس نداشت :) فقط بافتش از کرفس سفت تر بود و زمان پختش بیشتره

ولی من این تجربه رو خیلی دوست داشتم...حداقلش اینه که کنگر نخورده از دنیا نمی رم :))

کنگری که خریده بودم فقط همین خورش شد که البته ما دو وعده و نیم خوردم!! و نشد که بورانیش رو امتحان کنم..ایشالا اگه بازم دیدم سری بعد

خورش نوبرانه بهاری خوری خوش بگذره !
یک گیلانی (رشت) ساکن زاهدان هستم..از بالای نقشه افتادم این پایین!! عاشق آشپزی و کشف طعم های جدیدم ...همسرم دستپختم رو خیلی دوست داره و دخترکی دارم که عاشق کار کردن با منه و پسرکی که عاشق بهم ریختن آشپزخونمه! اینجا اومدم تا آرشیوی از کارهام داشته باشم به این امید که یه روزی به درد دختر عزیزم و حتی پسرگلم بخوره...