فصل برگ مو تازه الانه و بهتر دیدم این پست رو زودتر از بقیه بذارم اینجا...بماند که برای پیدا کردن و چیدن برگ مو چه افکار شیطانی به ذهنم خطور نکرد..ولی مهم اینه که بالاخره برگ تازه گیر آوردیم....قبلا هم دلمه برگ مو داشتم اینجا...هم مدل بقچه ای که توی رشت مرسومه و اینجا گذاشتم و هم مثل این دلمه حلقه ای که خیلی شیک و مجلسیه...همیشه دوست داشتم این مدل پیچیدن رو هم امتحان کنم...البته با یه چاشنی متفاوت از قبل هم امتحانش کردم

مواد لازم:

برگ مو

گوشت چرخکرده

برنج

لپه

سبزی (کمی جعفری و گشنیز، مرزه و ترخون بیشتر)

کمی رب گوجه

نمک و فلفل

زعفران

برای چاشنی:

آب

نمک

شکر

سرکه

طرز پخت:

دقیقا مثل این پست یا این یکی برگها رو خوب شستم و بعد با آب و نمک جوشوندم تا تغییر رنگ بده و کمی نرم بشه و بعد از آب خارج کردم

مواد داخل دلمه رو مثل این پست آماده کردم. یه لیوان پر آب و کمی نمک و خیلی کم شکر (خیلی خیلی کم) و سرکه ریختم...هم زدم و چشیدم...پس مشخصه که مقدار موادم چشمی بود و سلیقه ای و ذایقه ای :)

دو قاشق از این چاشنی رو توی مواد گوشتی ریختم ..

برگها رو روی سطح کار باز کردم و یه قاشق از مواد رو وسط برگ ریختم

بقیه رو مرحله به مرحله با عکس ببینین ... منم این وسطا سوت می زنم :))) شما هم خواستین همراهی کنین :)))

نمیشه که شما عکس ببینین ..منم باید بگم : هستم :)

یه جور ابراز وجوده دیگه :))))

خب بسه ...زشته یه خانم با شخصیت که اینقده سوت نمی زنه که! جمع کنین خودتون رو :)))

خب اینجوری دلمه های سیگارتی یا رولی ما آماده ست...کف یه دیگ رو چند تا برگ چیدم و دونه دونه دلمه ها که آماده میشد کیپ تا کیپ می چیدم کنار هم :))

تا همه برگها و مواد تموم شه...البته زهی خیال باطل که برگهام تموم بشن... اون حرصی که من زدم و اووونهمه برگی که من چیدم تمومی نداشت

البته همینجا بگم که من به اندازه یه وعده رو توی پلاستیک چیدم و فریزر گذاشتم...اینجوری همیشه دلمه آماده داریم و هروقت اراده کنیم درمیاریم و می چینیم توی دیگ و الی آخر...مامان و خواهرم همیشه این کارو می کنن

از کت و کول میفتیم با این پیچیدن دلمه ولی خب به روی مبارکمون نمیاریم که....مخصوصا که برای هزاااااارمین بار داریم درکنار امر خطیر دلمه پیچون، به درخواست هستی مامان فیلم "خروس جنگی" رو هم نیم نگاهی میندازیم و می خندیم :)))

خب دلمه ها رو که چیدیم توی دیگ...یه لیوان آب ریختم رو و اطرافشون...یه بشقاب کوچکتر از دهانه دیگ هم روی دلمه ها چپه می کنیم :) یعنی برعکس می کنیم..والا دروغ چرا ..در روش طبخ سنتی که از مامانمون به ما رسیده این مرحله هیچوقت انجام نمی شد و هییچ اتفاق بدی هم واسه دلمه هامون نمی افتاد ولی از وقتی بین دوستان آشپز گشتیم و اینور و اونور زیاد سرک کشیدیم همه جا دیدم این کارو می کنن با این دلیل که دلمه ها وا نمی رن و تکون نم یخورن و ....حتی بانو منتظمی هم دیدم همینو نوشتن...ما هم خواستیم از قافله بشقاب چپون !!! عقب نمونیم و ببینیم چه توفیری داره نتیجه :)) واسه همینم یه پیشدستی رو برگردوندم روی دلمه ها...حرارت ملایم ..در دیگ هم بسته

نیم ساعت تا چهل دقیقه بعد سر می زنیم بهش و ببینیم برگها پختن یا نه....اواخر پخت بقیه اون چاشنی آب و سرکه و ... رو هم ریختم روی دلمه ها و دوباره بشقاب رو گذاشتم روش :)

در نهایت این سس باید جذب دلمه ها بشه و آبی نداشته باشه

بعدشم که آماده سرو و نوش جان کردنه

خب اقرار می کنم که این سس و چاشنی واااقعا خوشمزه ترش کرده بود..همسر من زیاد اهل دلمه نیست و خوشش نمیاد

ولی وقتی یه دونه رو خورد گفت: خیلیی خوشمزه تر از همیشه ست و دومی و سومی و چهارمی و ........:)))

بَده...آدم لقمه های دیگران رو نمی شماره :))

خلاصه که خیلی خوشمان آمد..بچه ها هم خیلی دوست داشتن...راستش این مدل پیچیدن گرچه وقتگیرتره ولی خیلی شیک تر و مجلسی تر از بقچه ای هست به نظرم

برگهای تر و تازه و جوان انتخاب کنین برای دلمه...برگهای خیلییییی بزرگ و پیر سفت می کنه دلمه هاتون رو

این بود انشای ما از این پست بهاری


پ.ن : دوستای گلم، این پست رو پنج شنبه پیش یعنی 5 اردیبهشت نوشتم و پیش نویس گذاشتم تا وقتی شب که از کلاس برمی گردم بذارم آپ شه..اما متاسفانه وقتی شب برگشتم از کلاس، خبر بدی از رشت بهم دادن که شبانه و با حال بسیــــــــــــــار بد راهی رشت شدم و طبیعتا این پست هم موند :((  نمی خوام اینجا ناراحتتون کنم...فقط برای بهبودی مریضم دعا کنین تو رو خدا..حال این روزهام خوب نیست ... واسه همینم نظراتون همینجور مونده....فقط خواهش می کنم کلی انرژی خوب برای این عزیزم بفرستین...سپاس از همتون